دوست دارم روی سنگ قبرم این شعر ملک الشعرای بهار را بنویسند

 

دعوی چه کنی؟ داعیه‌داران همه رفتند/ شو بار سفر بند که یاران همه رفتند

 آن گرد شتابنده که در دامن صحراست/ گوید: « چه نشینی؟ که سواران همه رفتند»

داغ است دل لاله و نیلی است بر سرو /کز باغ جهان لاله‌عذاران همه رفتند

گر نادره معدوم شود هیچ عجب نیست /کز کاخ هنر نادره‌کاران همه رفتند

افسوس که افسانه‌سرایان همه خفتند/ اندوه که اندوه‌گساران همه رفتند

فریاد که گنجینه‌طرازان معانی /گنجینه نهادند به ماران، همه رفتند

یک مرغ گرفتار در این گلشن ویران /تنها به قفس ماند و هزاران همه رفتند

خون بار، بهار! از مژه در فرقت احباب/ کز پیش تو چون ابر بهاران همه رفتند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1391ساعت   توسط مهدی ادیب رهنما